السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

823

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

طعن قرار گرفته است » . . . و شرح آن چنين است : ابن‌حجر در فصل دوم از باب نهم كتاب « الصّواعق » گويد : « بدانيد كه به زودى حديث‌هاى بسيارى در فضائل اهل بيت از فضيلت‌هاى على خواهد آمد ، و بر تو است كه به ياد داشته باشى ، البتّه در بسيارى از حديث‌هاى پيشين درباره‌ى فضيلت‌هاى ابوبكر ، گوشه‌هايى از فضايل على آمده است و اين‌جا به چهل حديث بسنده كردم ، چون از فضايل تابناك اوست . » پس گويد : « حديث نهم - بزار و طبرانى در « الأوسط » از جابربن‌عبداللَّه ، و طبرانى و حاكم و عقيلى در « الضعفاء » ، و ابن‌عدى از ابن‌عمر ، و ترمذى و حاكم از على نقل كرده‌اند كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا مدينة العلم و على بابها » و در روايتى : « فمن أراد العلم فليأت الباب » و در روايت ديگرى نزد ترمذى از على : « أنا دارالحكمة و على بابها » ، و در روايت ديگرى نزد ابن‌عدى : « علىٌ بابُ علمى » . و مردم درباره‌ى اين حديث برآشفته‌اند ، گروهى بر آنند كه ساختگى است از جمله ابن‌جوزى و نووى و اين دو نفر تو را در معرفت به حديث و طرق آن بس است . تا آن‌جا كه بعضى از پژوهشگران محدّث گفته‌اند : بعد از نووى كسى در علم حديث به او نزديك نشده چه رسد به اين كه مساوى او شود ، و حاكم بنا بر عادتش مبالغه كرده و گفته است : اين حديث صحيح است ، و بعضى از پژوهشگران متأخر و آگاه به حديث تصويب كرده كه حديث حسنى است . و سخن درباره‌اش گذشت . » « 1 » و اين سخن را كه در بحث رد بر عيب‌جويى نووى آورديم در اين‌جا بار ديگر تكرار كرديم تا دانسته شود كه ابن‌حجر حديث « أنا مدينة العلم و على بابها » را از فضايل امام عليه السلام مى شمارد ، آن هم از فضايل تابناك ايشان و از « چهل حديث » ى كه آن‌ها را در بازگويى بر ديگر فضايل امام عليه السلام ترجيح داده است . و سپس نص بر نقل اين حديث از « بزار » و « طبرانى » و « عقيلى » و « ابن‌عدى » و « ترمذى » و « حاكم » از تعدادى از صحابه مىكند . و « عقيلى » هر چند كه در « الضعفاء » آن را نقل كرده ؛ ولى ابن‌حجر روايت او را سزاوار تأييد مىداند ، و هم‌چنين است روايت ابن‌عدى . . . و

--> ( 1 ) . الصواعق / 72 .